حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

366

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

اين دولت در زمان خود تمام مشخصه‌هاى يك دولت بزرگ را دارا بود . چه اين‌كه داراى سپاهى قوى و كوبنده بود كه تجلى آن در پيروزىهاى نظامى بسيارى ظاهر شد . اين سپاه در آغاز كار همچون بسيارى از سپاههاى اسلامى ديگر ، بر طايفه‌هاى گوناگون تكيه داشت ، جز اين‌كه از به دو ورودش به مصر ، از مصريان نيز استفاده كرد ، و آنان را در آنچه به « الحجرية الكبار و الصغار » شناخته مىشود ، به خدمت گرفت . در اواخر حكومتشان در مصر ، همهء قبائل از لشكر آنان متفرق شدند و چيزى جز لشكر مصرى باقى نماند ، هرچند به سبب اين‌كه سودان هميشه همراه مصر بود ، سودانيها هم در كنار آنها بودند . همچنين اين حكومت ، از اين جهت كه بر اقتصادى شكوفا تكيه داشت ، دولت بزرگى بود . چه ، با تسلط بر سواحل مصر در درياى مديترانه و درياى سرخ و سواحل سرزمينهاى جزيرة العرب در حجاز و يمن و خليج ، به تنهايى بر تجارت ادويه و سودهاى كلانش اشراف داشت . بالاخره اين دولت با داشتن نمونهء تمدّنى برجسته كه داراى مشخصه نوآورى در خيزش و معرفت انسانى و خصوصا اسلامى بود كه حلقهء مهمى از نهضت‌هاى مسلمانان را به نمايش گذاشت ، دولت بزرگى بود . بدون شك مصر ، پيش از هر كشور ديگر ، با داشتن نقش محورى راهبردى در بين قاره‌ها ، به مثابهء پايگاهى براى خلافت آنان ، كه به ايجاد ديپلماسى فعال و خلق تمدن خو گرفته بود ، اين تاريخ مالامال از جنبش و تپش را براى فاطميان خلق كرد . فاطميان با آمدنشان به مصر و پايگاه قرار دادن آن ، اهميت نقش مصر در اسلام را آشكار نمودند ، يعنى همان نقش ويژه‌اى كه هنوز در اسلام ايفا مىكند . [ دكتر ماجد ] در بخش ديگرى از كتابش مىنويسد : فاطميان بنا به درخواست مصرىها از مغرب به مصر آمدند ، زيرا مصريان